شيخ ذبيح الله محلاتى

128

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

يعنى صفات بخشش گويندگان بليغ و فصيح را عاجز كرده و در سخاوت چندان مشهورى كه از حد خوب‌تر گذرانيده‌اى يعنى بدرجهء كمال رسيده و نگو كه من ساحل فرنك را فتح كردم زيراكه ساحل فرنك را چون مقايسه كنى با عدن دريك طراز نيستند و اگر قصد جهاد و جنك دارى پس شمشير خود را بكش بر قومى كه سنن و فرائض خدا را ضايع و تباه كردند بيا و خانهء خدا را با شمشير خود از كثافات پاك كن و اقوام زشت و پست كه در مكه هستند با شمشير خود نابود كن و نگو كه اين‌ها اولاد فاطمه‌اند و با آنها جنك نمىكنم زيراكه اين‌ها اگر با آل حرب دست‌رسى داشته‌اند با آنها همراه مىشدند و با امام حسين عليه السّلام مىجنگيدند . و در ترجمهء بيت الاحزان اين اشعار را بترجمهء اشعار ابن عنين گفته . سخن‌وران فصيح و بليغ نتوانند * صفات بخشش وجود تو بر زبان آرند مگو كه ساحل افرنج برگشودم من * كه نيست ساحل افرنج همچه شهر عدن اگر جهاد كنى تيغ خود بكش زينام * بزن تو گردن اولاد فاطمه به تمام كه اين گروه فروض خدا و سنت او * نموده ضايع و باطل نهاده بر يك‌سو بكش تو تيغ و نما خانهء خدا را پاك * از اين گروه خسيس و ز خاك و از خاشاك مگو كه جمله ز اولاد پاك فاطمه‌اند * كه اين گروه بضد رسول يكدله‌اند گر آل حرب بدست آورند اين مردم * كشند تيغ به روى حسين امام سوم بارى چون ابن عنين قصيده را به پرداخت شب در عالم رؤيا فاطمهء زهرا را ملاقات كرد كه در خانهء خدا طواف مىنمود ابن عنين به آن حضرت سلام كرد فاطمة زهراء ( ع ) جواب سلام او را نداد تضرع و زارى كرد و علت را سؤال نمود كه چه گناهى مرتكب شده‌ام كه جواب سلام مرا نمىدهيد فاطمه ع جواب ابن عنين را به اين اشعار داد . حاشا بنى فاطمة كلهم * من خسته تعرض او من خنا و انما الايام في غدرها * و فعلها السوء اسائت بنا و ان اسا من ولدى واحد * جعلت كل السب عمدا لنا فتب الى اللّه و من يقترف * ذنبا بنا يغفر له ما جنى